تبليغاتX
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com
عاشق پروو


عاشق پروو

تقدیم به همه ی اونایی که عاشقن

شبها که بغز میکنی دنیا سکوت میکنه

 

زمان به صفر میرسه زمین سقوط میکنه

 

شبها که بغز میکنی به مرز مرگ میرسم

 

به گریه کوچ میکنم ببین چقدر بی کسم

 

دریایی از آرامشی من طرحی از خروش رود

 

زیباترین شعر جهان چشمای غمگین تو بود

 

مشت کدوم ساعت شب درگیراین سفر شدی

 

چه دیر بهوم رسیدیم و بی وقفه شکل هم شدیم

 

تو که به غنچه کردنه گلای باغچه دلخوشی

 

از عمق خاکستر شب چگونه شعله میکشی

 

فرصت بده گریه کنم که بی نهایت عاشقم

 

فکر گریز از شب و طوفان این دقایقم

 

بگو کجای زندگی گم شده بودی عشق من

 

که خاطرات من همه در تو خلاصه میشدن

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 22:39 توسط مهران| |

یه شب که تووی خواب بودم از این عالم جدا بودم

 

به فکر عشقی نبودم راحت بودم رها بودم

 

تو اومدی توو زندگیم گفتی میخوام با تو باشم

 

گفتی میخوام کنار تو از آدما جدا باشم

 

گفتم نمیتونه دلم گفتی منم مثله تو ام

 

از آدما خسته شدم دنبال راه چاره ام

 

گفتی که چاره ام تویی مرحم زخم من تویی

 

مرحم زخم من تویی

 

میدونستم میدونستم

 

میدونستم که تو هم مثه همه ی ادما قلبمو تنها میذاری

 

شایدم مثله همه غم روی غمهام بذاری

 

ولی بازم نمیدونم که چی شد

 

نمیدونم که چی شد یهو شدی عزیزم تا به خودم اومدم دیدم برات میمیرم

 

حالا که عاشقت شدم پشتمو خالی میکنی رفتی حالا حق دلو از کی باید بگیرم؟

 

حالا که دیوونتم تنهام میذاری اینه رسمش؟

 

حالا که زندگیمی تنهام میذاری اینه رسمش؟

 

مگه نا مسلمونی خدا نداری اینه رسمش؟

 

یکمی که فکر کنی میبینی جز من نداری اینه رسمش؟

 

اینه رسمش؟

 

اگه به زوره روزگار از زندگیت میرم کنار

 

میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار

 

توو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار

 

این از خودم گذشتنو پای خاطرخواهیم بذار

 

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 17:39 توسط مهران| |

ای کاش نازنینم من هم میتونستم

اینقدر زیبا مثه تو بنویسم

ولی فقط یه جمله از اعماق دلم بهت میگم

 

خیلی دوستت دارم رضوان جونم

 

 

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 23:14 توسط مهران| |

رضوان جونم ؟

زندگی تو

عاشقی تو

باتو هواتو

خیلی از این حرفای خوب دارم باهاتو

 

دنیای من تویی

تمومه لحضه ها تو

حتی قشنگه گریه اما با تو

 

دوستت دارم  رضوان جان

 

با تمام وجودم و یک دنیا عشق تولدتو تبریک میگم

نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 14:47 توسط مهران| |

قشنگترین صدا صدای تپش قلب توست

 

با شکوه ترین روز روز میلاد توست

 

پس برای من بمان

 

وبدان که عاشقانه

 

دوستت دارم

 

روز تولد تو میلاد عشق پاکه

 

برای شکر این روز پیشونی ام به خاکه

 

من سرسپرده هستم تا مرز جون سپردن

 

با یک اشاره ی تو حاضر برای مردن

نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 14:39 توسط مهران| |

ای که یادت در بهار من

 

نامت در اندیشه ی من

 

عشقت در قلب من

 

کلامت در دفتر من

 

ودیدارت آرزوی من است

 

تولدت مبارک

 

ای زیبا ترین ترانه ی هستی

 

بدان که شب میلادت

 

برایم ارمغان خوبی ها و زیبایهاست

 

پس ای سرکرده ی خوبی ها

 

میلادت مبارک

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 14:32 توسط مهران| |

ای وای  دلم .. دلم..  دلم  ..

 

ای وای  گلم .. گلم .. گلم ..

 

ببین که گر گرفتمت ببین که گل انداخته تنم

 

توو لحظه ی رسیدنت جون منی روی لبم

 

دلم که دور و ورته نگاه من پرپرته

 

این همه پرپر میزنم نمیدونم باورته !

 

اینکه چقدر دوستت دارم

 

پرته به تو حواسمو همه هول و هراسمو

 

اینکه بگم دوستت دارم تویی یه دنیا واسمو

 

تو هم بگی دوستت دارم

 

تو هم بگی دوستت دارم

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 14:26 توسط مهران| |

پای من جوونیتو هدر نکن دلبره ناز

 

باخت من کافیه تو دیگه به پای من نباز

 

تووی قلب مهربونت واسه من خونه نساز

 

تووی قلب مهربونت واسه من خونه نساز

 

منه بازنده رو خوب ببین برو تنهام بذار

 

من یه پاییزیمو ولی تو چی گل بهار ؟

 

دل به کی بستی عزیززم ؟به منه بی کس و کار ؟

 

دل به کی بستی عزیزم ؟به منه بی کس و کار ؟

 

قدر دنیارو بدون لحظه هاشو حروم نکن

 

برو و دو روز دنیارو با من تموم نکن

 

منو باز با اشکای قشنگت روبه رو نکن

 

منو باز با اشکای قشنگت روبه رو نکن

 

آخه من خودم ته راهو دیدم سیاهیه

 

آخر این همه عشق و عاشقی تباهیه

 

انگاری توو تنگ این دنیا جای یه ماهیه

 

انگاری توو تنگ این دنیا جای یه ماهیه

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 13:6 توسط مهران| |

پدر، پدرآنشب اگر خوش خلوتي پيدا نمي‌كردي


تو اي مادر اگر شوخ چشميها نمي‌كردي


تو هم اي آتش شهوت شرر برپا نمي‌كردي


كنون من هم به دنيا بي‌نشان بودم


پدر، پدر آنشب خيانت كرده‌اي شايد نمي‌دانيچ


به دنيايم هدايت كرده‌اي شايد نمي‌داني


از اين بابت جنايت كرده‌اي شايد نمي‌داني

پدر، پدرآنشب اگر خوش خلوتي پيدا نمي‌كردي


تو اي مادر اگر شوخ چشميها نمي‌كردي


تو هم اي آتش شهوت شرر برپا نمي‌كردي


كنون من هم به دنيا بي‌نشان بودم


پدر، پدر آنشب خيانت كرده‌اي شايد نمي‌داني


به دنيايم هدايت كرده‌اي شايد نمي‌داني


از اين بابت جنايت كرده‌اي شايد نمي‌داني


دل من ديگه خطا نكن


با غريبه‌ها وفا نكن


زندگي رو باختي دل من


مردم رو شناختي دل من

زندگي رو باختي دل من


مردم رو شناختي دل من

كوله‌بار غم روي شونه‌ام


گم شده تو شهر نشونه‌ام

كي مي‌دونه اي بينوا دلم


غير غم كسي راه خونه‌ام

كي مي‌دونه اي بينوا دلم


غير غم كسي راه خونه‌ام

ستونهاش خراب پايه‌هاش بر آب


ستونهاش خراب پايه‌هاش بر آب

زندگي رو باختي دل من


مردم رو شناختي دل من

زندگي رو باختي دل من


مردم رو شناختي دل من

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 13:36 توسط مهران| |

دنیای این روزای من همقده تنپوشم شده

 

اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده

 

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده

 

تنها مدارا میکنی دنیا عجب جایی شده

 

هرشب توو رویای خودم آغوشتو تن میکنم

 

آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم

 

هرشب توو رویای خودم آغوشتو تن میکنم

 

آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم

 

این شعر متعلق به سلطان داریوش  

 

نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 2:20 توسط مهران| |


Design By : Night Skin